تاريخ : | | نویسنده : wikiazmoon

وجود کارخانه‌هایی که بوی بسیار نامطبوعی را در جاده‌های تهران از خود ساطع می‌کند یکی از مشکلات اساسی بود.اما حالا بلاتکلیفی بیلبوردهای نامنظم بین شهری در جاده‌های منتهی به تهران، مشکل جدیدیست که وجهه بصری نازیبایی را در مبادی ورودی به پایتخت داده است.

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار,اخبار اجتماعی ,بیلبوردهای تبلیغاتی

 

اخبار اجتماعی - تسنیم

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : wikiazmoon

صنایع دستی چوبی, کنده کاری روی چوب

منبت کاری روی چوب یکی از صنایع دستی همدان است.

 

صنایع دستی چوبی یکی دیگر از رشته‌های هنری است که به شکل بسیار بدیع و هنرمندانه ای روی چوب صورت می‌گیرد. تولید انواع صنایع دستی با استفاده از چوب از دیرباز در استان همدان بویژه مناطق شهری از جمله همدان، ملایر، تویسرکان، سرکان رواج داشته است.

 

صنایع دستی چوبی شامل خراطی، نازک کاری، منبت کاری و معرق کاری است که در این استان خراطی و بویژه منبت کاری بیشتر رواج دارد. گفتنی است که طی سالهای اخیر منبت کاری در تویسرکان و جوکار ملایر رونق بسیار چشمگیری یافته است.


واژه منبت کاری بمعنای کنده کاری روی چوب است که سابقه ای دیرینه دارد، شاید بتوان آغاز تاریخ منبت کاری را زمانی دانست که انسان نخستین با ابزاری برنده چوب را تراشیده است. منبت کاری روی چوب از قدیم در ایران مرسوم بوده است،در کتیبه هایی که در خزانه داریوش در تخت جمشید به دست آمده البته مدارک معتبری از پیشینیان این هنر در دست نداریم و دلیل این امر آن است که عمر چوب کوتاه است و بر اثر مرور زمان از بین می‌رود،اما در کشور ما آثاری از منبت کاریهای نسبتا” قدیم به جای مانده که روی در مقبره‌های ائمه اطهار(ع) و نیز منبرها انجام شده است.

 

کنده کاری روی چوب, هنرهای سنتی

 

پاره ای از این آثار 900 تا 1000 سال قدمت دارند.کهنترین در چوبی منبت کاری شده،اکنون در موزه اکبرآباد هندوستان حفظ می‌شود،این در متعلق به کاخ سلطان محمود در غزنه بوده است.در موزه‌های ایران نیز چند در چوبی متعلق به قرون چهارم و پنجم هجری موجود است،کنده کاری این درها بصورت شاخ و برگ و کتیبه‌های مختلف با آیه های قرآنی است.

 

در اصفهان نیز مساجدی از عهد صفویان وجود دارند که درهایشان هنوز دست نخورده و سالم باقی مانده اند مانند در مدرسه شاه سلطان حسین،آرامگاه شاهزاده حسیندر قزوین نیز در بسیار زیبایی دارد که از دوره شاه طهماسب باقی مانده است،یکی از زیباترین آثار منبت کاری شده ایران رهلی است که در موزه متروپولتین نیویورک نگهداری میشود و علاوه بر تزئینات شاخ و برگ به سبک ساسانی، نام دوازده تن از ائمه معصومین(ع) بر روی آن دیده میشود.

 

در عصر حاضر نیز منبت کاری همچنان رواج دارد و در گوشه و کنار ایران خصوصا” در استان همدان هنرمندان بسیاری مشغولند.

 

صنایع دستی چوبی, کنده کاری روی چوب

کهنترین در چوبی منبت کاری شده، در موزه اکبرآباد هندوستان است.


منبع:seeiran.ir



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : wikiazmoon

معمولا بیشتر بازیگران کمدی در جایی احساس کرده اند که دیگر کمدی راضی شان نمی کند و بهتر است برای تنوع هم که شده سراغ بازی در نقش های جدی بروند. حال اینکه در این نقش ها موفق بوده اند یا نه مساله ای جداگانه است.

 معمولا بیشتر بازیگران کمدی در جایی احساس کرده اند که دیگر کمدی راضی شان نمی کند و بهتر است برای تنوع هم که شده سراغ بازی در نقش های جدی بروند. حال اینکه در این نقش ها موفق بوده اند یا نه مساله ای جداگانه است. از میان کمدین ها شاید رضا شفیعی جم، حمید لولایی، علی صادقی و چند نفر دیگر را بتوانیم پیدا کنیم که تا به حال به این عرصه وارد نشده اند. غیر از آنها سایر کمدین ها تجربیات جالبی از این حضور دارند.

مهران مدیری
نقش های جدی: باغ گیلاس، دیدار، پل چوبی 

اخبار,اخبار فرهنگی,وقتی کمدین های ایرانی جدی می شوند

 از کی کمدین شد؟ اولین بار نوروز 72 بود که با برنامه داریوش کاردان سروکله اش در تلویزیون پیدا شد. آن قدر کارش درست بود که همان اول کاری، کلی طرفدار پیدا کرد.

اولین نقش جدی: بعد از آن برنامه نوروزی، درست وقتی همه خیال می کردند مدیری قرار است از این به بعد در کارهای کمدی بترکاند، یک مرتبه در سریال «باغ گیلاس» اولین نقش جدی اش را بازی کرد. نقش فردی به اسم محسن که به خاطر کلاهبرداری فراری می شود و از دیوار سقوط می کند و می میرد.

موفقیت در نقش جدی: مدیری هیچ وقت به خاطر بازی در نقش های جدی، موفقیت چندانی به دست نیاورد، اما حضورش در این فیلم ها به فروش فراوان آنها کمک کرد.

علیرضا خمسه
نقش های جدی: چشم شیطان، بیست، روز هشتم، میکائیل

 اخبار,اخبار فرهنگی,وقتی کمدین های ایرانی جدی می شوند

 از کی کمدین شد؟ با برنامه «هشیار و بیدار» به عنوان یک کمدین به مردم معرفی شد و از آن به بعد به عنوان یکی از بازیکنان ثابت کارهای کمدی در دهه های 60 و 70 شناخته می شد.

اولین نقش جدی: سال 72 در فیلم «چشم شیطان» حسن هدایت یک نقش بسیار جدی بازی کرد.

موفقیت در نقش جدی: برای نقش جدی اش در فیلم «چشم شیطان» نامزد دریافت سیمرغ شد و برای «بیست» سیمرغ بلورین بهترین بازیگر.

اکبر عبدی
نقش های جدی: مادر، دلشدگان، پنجه در خاک، رسوایی و... 

 اخبار,اخبار فرهنگی,وقتی کمدین های ایرانی جدی می شوند

از کی کمدین شد؟ ذاتا کمدین است. از سال 60 که با محله برو و بیا و مثل آباد به عرصه کمدی وارد شد تا همین حالا هیچ وقت خودش را غیر از این ندانسته.

اولین نقش جدی: بازی اش در نقش یک عقب مانده ذهنی در فیلم «مادر» علی حاتمی، اولین حضور او در نقش های جدی بود.

موفقیت در نقش جدی: عبدی سال 68 برای فیلم مادر سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را گرفت.

سیامک انصاری
نقش های جدی: بی پولی، خانوم دعوت، جرم، نسل سوخته

  اخبار,اخبار فرهنگی,وقتی کمدین های ایرانی جدی می شوند

از کی کمدین شد؟ انصاری از سال 81 و از وقتی نقش سپهر را برای مدیری در «پاورچین» بازی کرد به یک کمدین شناخته شده تبدیل شد.

اولین نقش جدی: قبل از «پاورچین» در نقش های جدی بازی می کرد، اما بعد از اینکه پایش به کارهای مدیری باز شد و مهر کمدین روی پیشانی اش خورد تا چند سال دور بازی در نقش های جدی را خط کشید. بی پولی اولین فیلمی بود که در آن نقش جدی بازی کرد که البته آن هم آن قدر که باید جدی نبود.

موفقیت در نقش جدی: با اینکه نقش ها را به اندازه کارهای کمدی خوب بازی می کرد، اما موفقیت خاصی نداشت.

سعید آقاخانی
نقش های جدی: خداحافظی طولانی

  اخبار,اخبار فرهنگی,وقتی کمدین های ایرانی جدی می شوند

 از کی کمدین شد؟ آقاخانی از همان بروبچه هایی بود که سال 74 با مهران مدیری و ساعت خوش بازی اش را شروع کرد و در نقش سعید بین مردم شناخته شد. از آن به بعد نزدیک به 20 سال کمدین باقی ماند.

اولین نقش جدی: تا همین سال قبل که فرزاد موتمن از او دعوت کرد تا در فیلم خداحافظی طولانی، یک نقش جدی و تلخ را بازی کند، هیچ کس فکرش را هم نمی کرد یک روز او را در چنین قالبی ببیند.

موفقیت در نقش جدی: با همان یک نقش جدی، یک شبه ره صدساله را رفت و سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد نصیبش شد.

رضا عطاران
نقش های جدی: نشانی، قرنطینه، دهلیز، کلاشینکف

  اخبار,اخبار فرهنگی,وقتی کمدین های ایرانی جدی می شوند

 از کی کمدین شد؟ او هم سال 74 با ساعت خوش به میدان آمد و کنار نصرالله رادش و سعید آقاخانی و... برای خودش شهرت زیادی دست و پا کرد.

اولین نقش جدی: سال 86 بعد از 12 سالی که مدام کار کمدی کرده بود و همه او را با این نقش ها می شناختند، یک مرتبه در فیلم «قرنطینه» منوچهر هادی نقش یک بیمار سرطانی را بازی کرد. این نقش بسیار کوتاه بود، اما باعث شد تصویر همیشگی عطاران برای مخاطبان بشکند. او در همان سال در فیلم «نشانی» فریدون حسن پور هم در نقش یک دایی بدجنس و بداخلاق بازی کرد، که به دلیل ضعیف بودن فیلم، کلا کارش دیده نشد.

موفقیت در نقش جدی: سال 91 برای بازی در فیلم «دهلیز» نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد. اما آن را دریافت نکرد.

یوسف تیموری
نقش های جدی: گوهر و آمین

  اخبار,اخبار فرهنگی,وقتی کمدین های ایرانی جدی می شوند

از کی کمدین شد؟ از اولین کارش یعنی «سیب خنده» به عنوان کمدین شناخته شد و بعد از آن تمام مدت در همین عرصه بازی کرد.

اولین نقش جدی: از جمله کمدین هایی است که اصولا نقش جدی بازی نمی کند و مثل حمید لولایی یا رضا شفیعی جم امضای کمدین بودنش را حفظ کرده. با این حال در فیلم تلویزیونی «گوهر» منوچهر هادی، نقشی جدی داشت که بسیار به چشم آمد.

موفقیت در نقش جدی: در اولین جشنواره جام جم، برای بازی در فیلم گوهر بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شناخته شد و برای تنها نقش جدی اش جایزه گرفت.

سروش صحت
نقش های جدی: تب سرد، زمین انسان ها، طهران تهران، اکباتان و...


  اخبار,اخبار فرهنگی,وقتی کمدین های ایرانی جدی می شوند

 از کی کمدین شد؟ او هم از جمله بازیگرانی بود که به همراه مهران مدیری به میدان آمد. سال 77 در «جنگ 77» بازی کرد و چهره اش برای مردم شناخته شد.

اولین نقش جدی: شش سال بعد از ورود به عرصه کمدی در «تب سرد» علیرضا افخمی یک نقش جدی و متفاوت بازی کرد؛ انتخابی که آن زمان برای او عجیب به نظر می رسید.

موفقیت در نقش جدی: موفقیت خاصی نداشته.

امیر جعفری
نقش های جدی: میوه ممنوعه، زیر هشت، نفوذی، کیفر، قاعده، تصادف و...

  اخبار,اخبار فرهنگی,وقتی کمدین های ایرانی جدی می شوند

 از کی کمدین شد؟ امیر جعفری اولین بار با «بدون شرح» به مردم معرفی شد و آن هم با انواع و اقسام تکه کلام های مختلف و همراهی با فتحعلی اویسی. بعد از آن با «من مستاجرم» و «کمربندها را ببندیم» مجددا نقش کمدی بازی کرد.

اولین نقش جدی: باا ینکه در فیلم های «قارچ سمی» رسول ملاقلی پور یا «جنایت» محمدعلی سجادی بازی کرده بود، اما مردم اولین نقش جدی امیر جعفری را در سریال «میوه ممنوعه» به خاطر می آورند. موفقیت او در این نقش باعث شد تا از آن به بعد جعفری یکی از بازیگران مطرح کارهای جدی باشد.

موفقیت در نقش جدی: موفقیت خاصی نداشته.

جواد عزتی
نقش های جدی: مثل هیچکس، فرشته ها با هم می آیند، آفریقا
 

اخبار,اخبار فرهنگی,وقتی کمدین های ایرانی جدی می شوند

 از کی کمدین شد؟ با بازی در من مستاجرم، قرارگاه مسکونی، باغ مظفر و... نشان داد که بازیگر کمدی است و باید انتظار کارهایی از این دست را از او داشته باشیم، اما نهایتا عمده شهرت او در کمدی به همان نقش «بابا اتی» قهوه تلخ بر می گردد.

اولین نقش جدی: بعد از چند سریال کمدی، یک مرتبه با نقش جدی اش در سریال «مثل هیچ کس» بازی اش به چشم آمد. احتمالا آن زمان خیلی ها یادشا نبود که عزتی قبلا یک کمدین بوده.

 

 عارف لرستانی
نقش های جدی: ته خط و یک تکه زمین

   اخبار,اخبار فرهنگی,وقتی کمدین های ایرانی جدی می شوند

 از کی کمدین شد؟ او هم مثل سروش صحت با «جنگ 77» مهران مدیری، بازی اش به عنوان کمدین به چشم آمد و از آن به بعد در بیشتر کارهای مدیری بازی کرد.

اولین نقش جدی: مثل مجید صالحی اولین بار در تله فیلم «ته خط» منوچهر هادی در نقش جدی یک پلیس بازی کرد. بعد از آن بود که مهدی کرم پور، از او خواست تا در «یک تکه زمین» هم جدی بازی کند.

موفقیت در نقش جدی: موفقیت خاصی نداشته.

اخبار فرهنگی - همشهری جوان



ادامه مطلب

اخبار,اخبارورزشی,تیم استقلال

فرهاد مجیدی بعد از مدت ها غیبت با مصاحبه‌ای تند و تیز علیه قلعه‌نویی و هیات‌مدیره استقلال بازگشته است. او در مصاحبه‌اش میگوید از نتایج 2 فصل اخیر استقلال شرمسار است..

1-همین چند روز پیش بود. شماره 8 قرمزها، یک اسطوره در میان موجی از احساسات و ناراحتی هواداران با تیم محبوبش بعد از سال ها خداحافظی کرد و رفت.

استیون جرارد، اسطوره‌ای که نه به خاطر جام هایش (چون در لیگ برتر انگلیس هیچ‌گاه جامی را بالای سر نبرد و نزدیک ترین جام هم با لغزش او از دست رفت) و نه به خاطر گل هایش بلکه به خاطر عشق و وفاداری‌اش به پیراهن لیورپول اسطوره شد و تا زمانی که نام لیورپول هست اسطوره می ماند.

او دیگر بازیکن لیورپول نیست نماد لیورپول است حتی اگر بلغزد و جام از دستش بیفتد.

2- همین چند روز پیش بود شماره 4 زردها، یک اسطوره در میان موجی از احساسات و شور و شعف هواداران، جام قهرمانی را بالای سر برد و غرور را به یک شهر هدیه کرد.

محرم نویدکیا، اسطوره‌ای که نه به خاطر تعداد بازی هایش و تعداد گل هایش و تعداد پاس هایش (چون تعداد مصدومیت هایش و بازی هایی که از دست داده چندین برابر است) که به خاطر عشق و وفاداری و تعصبش به پیراهن سپاهان اسطوره شده.

اسطوره‌ای که اگر این فصل برنمی گشت شاید جامی هم در کار نبود، همانطور که جام های قبلی هم به نوعی به ساق های کاپیتان گره خورده‌اند.

او بازیکن سپاهان نیست نماد زردهاست حتی اگر هفته‌ها خانه‌نشین باشد و فقط برای چند بازی قدم به میدان بگذارد.

3- همین دیروز شماره 7 آبی ها طوفان به پا می کند. یک اسطوره در میان موجی از ناراحتی و عصبانیت هواداران با صورتی شرمسار از نتیجه نگرفتن استقلال بازمی گردد.

از کجا؟ نمی دانیم. تا الان کجا بود؟ این را هم نمی دانیم. فقط می دانیم که اسطوره آمده. اسطوره‌ای که نه به خاطر وفاداری‌اش به پیراهن استقلال (رها کردن استقلال دوبار در نیمه راه و در سخت ترین شرایط) بلکه به خاطر گل هایش به خصوص در دربی اسطوره شده است.

او آمده. امروز که امیرقلعه‌نویی در رینگ زانو زده و ناک اوت کردن او نیازی به حریف ندارد. امروز که دیگر استقلال نه جانی دارد و نه جامی.

او آمده تا ناجی باشد؟ اسطوره‌ها همیشه با ماندنشان ناجی میشوند نه با آمدنشان. مهم این است که کاپیتان برگشته. مهم این است که نماد زنده 4 استقلال است و محبوب.

آنقدر محبوب که کسی از او نپرسد آقای مجیدی شما در این ننگ دو ساله چقدر نقش داری و جای شما در این ناکامی ها کجاست؟ او آنقدر محبوب است که بدون امتحان در مکتب حجازی نمره 20 بیاورد.

بدون این که کسی از او بپرسد در این مکتب اگر سر درس وفاداری غایب بودی در مورد لگد نزدن به افتاده هم چیزی یاد نگرفتی؟ فرهاد مجیدی برگشته اما کسی به او نمیگوید اسطوره ها هیچ وقت نمیروند.

4- در فوتبال ایران واقعا نمی‌شود روی خیلی چیزها حساب کرد. آدم‌ها آنقدر زیر و رو بازی می‌کنند که نمی‌دانی کدام حرف‌شان را باور کنی. واقعیت رابطه مجیدی و قلعه‌نویی چیست؟

خیلی دور نمی‌رویم. پنج شنبه 10 مهر 1393 هفته یازدهم لیگ برتر. استقلال باید با ملوان بازی می‌کرد. یک روز قبل از بازی خبر رسید که فرهاد مجیدی می‌خواهد به استادیوم آزادی برود. این اتفاق افتاد و مجیدی به تماشای بازی تیمی رفت که سرمربی‌اش قلعه‌نویی بود.

استقلال آن بازی را برد و قلعه‌نویی در پایان بازی در کنفرانس خبری به تمجید از مجیدی پرداخت: «پیشکسوت واقعی امثال مجیدی است که در شرایط بحرانی به تیم کمک می‌کنند یا اگر کمک نمی‌کنند ضربه نمی‌زنند. یک سری آقایان هم هستند که در دفتر خودشان بحران درست می‌کنند.»

مجیدی البته چند ماه قبل از آن روز در تیم استقلال شاگرد قلعه‌نویی بود و در اواخر همان فصل قلعه‌نویی را در آغوش کشید و از فوتبال خداحافظی کرد!

حالا وقتش است بپرسیم چرا امروز مجیدی اینچنین به قلعه‌نویی می‌تازد؟ آیا اتفاق تازه‌ای در راه است؟


اخبار ورزشی -  جام نیوز



ادامه مطلب

همه ما عاشق طرح های خال خالی هستیم، این طرح نوعی صمیمت و فانتزی را با خود دارد. آنهایی که فکر می کنند این طرح تنها مخصوص کودکان و بچه ها است، این مطلب را بخوانند تا ببینند چطور می توان از این طرح در جاهای دیگر خانه هم استفاده کرد.

چیدمان و دکوراسیون خال خالی خانه,استفاده از طرح های خال خالی ها در دکوراسیون

کاربرد طرح های خال خالی در سرویس بهداشتی


طرح خال خالی با اینکه سابقه طولانی در فرهنگ و کشورهای مختلف دارد اما نقطه آغاز رواج گسترده آن مخصوصا در آمریکا بر می گردد به عروسک معروف والت دیزنی یعنی مینی موس که لباس و پاپیون خال خالی به تن داشت. از آن زمان این طرح تبدیل به یکی از محبوب ترین طرح های مردم آمریکا شد.

معمولا و به طور کلیشه ای این طرح برای اتاق و لوازم کودکان و دختر بچه های استفاده می شود. اما در این تصاویر که ما از خانه های مختلف گردآوری کرده ایم، نشان داده می شود که چطور می توان با رعایت اصول دکوراسیون از ویژگی های مختلف طرح خال خالی در جای جای خانه بهره برد و به زیبایی آن افزود.

طراحی خال خالی دکوراسیون,چیدمان خال خالی خانه

طرح های خال خالی روی دیوار


طرح خال خالی به دیوارها عمق می بخشد.

استفاده از طرح های خال دار در طراحی خانه,طراحی خال خالی دکوراسیون

طرح های خال خالی درشت روی دیوار


در اینجا از طرح خال خالی لطیف و ملایمی استفاده شده است.

طراحی دکوراسیون خال خالی,آشنایی با اصول دکوراسیون

طرح های خال خالی کلاسیک در چیدمان خانه


استفاده از طرح های خال خالی در دکوراسیون کلاسیک بسیار کاربرد دارد.

آشنایی با طرح های خال خالی,طراحی و چیدمان خانه

طرح های خال خالی بزرگ و رنگی در خانه


ببینید با استفاده از خال خال های بزرگ و رنگی چه هماهنگی بین رنگ های موجود در اطاق ایجاد شده است.

طراحی خال خالی دکوراسیون, چیدمان و دکوراسیون خال خالی خانه

استفاده از طرح های خال خالی برای مبلمان


استفاده بجا از طرح خال خالی در کنار یک رنگ و طرح دیگر و ایجاد هماهنگی بین طرحدار بودن و ساده بودن.

استفاده از طرح های خال خالی ها در دکوراسیون,آشتنایی با اصول دکوراسیون

کوسن های خال خالی


اگر نمی توانید از این طرح در مقیاس های بزرگ مانند دیوار استفاده کنید می توانید از این ایده کوسن های خال خالی بهره ببرید.

چیدمان و دکوراسیون خال خالی خانه,استفاده از طرح های خال خالی ها در دکوراسیون

کاربرد طرح های خال خالی در سرویس بهداشتی


طرح با خال خال های فاصله دار برای ایجاد نمایی شیک مناسب است.

طرح های مناسب داخل کابینت, چیدمان خال خالی خانه

استفاده از طرح های خال خالی برای داخل کابینت


طرح خال خالی داخل کابینت

 

تزیین مبلمان با پارچه های خالدار,دکوراسیون خال خالی خانه

مبلمان خال خالی


این مبل خال خالی به خوبی با فضای کلی اطاق و نمای چوبی و همین طور کاناپه طوسی هماهنگ شده است.

چیدمان خال خالی خانه, استفاده از طرح های خال خالی ها در دکوراسیون

استفاده از طرح های خال خالی برای رومیزی


این هم ایده ای جالب، از طرح خال خالی می توان در جاهایی غیر از دیوار و مبل و وسایل عمودی استفاده کرد.

 

منبع : سایت نیکو



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : wikiazmoon

اخبار,اخبارسیاسی,انتخابات مجلس دهم

«وزارت كشور دولت روحاني به 70-80 درصد مطالبات اصلاح‌طلبان پاسخ مثبت داده است. » اين جمله فردي است كه در سال‌هاي ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ مديركل سياسي وزارت كشور بوده است. محمد عطريانفر همچنين شوراي راهبردي اصلاح‌طلبان را عنصر رهبري اصلاح‌طلبان براي انتخابات مجلس دهم مي‌داند و مي‌گويد: اگر كسي بخواهد با عنوان اصلاح‌طلبي وارد انتخابات شود، بايد با اين شورا هم افق شود.

 در ادامه متن گفت‌وگوي «آرمان» با محمد عطريانفر را مي‌خوانيد.
 
  مي‌خواهيم درباره انتخابات مجلس پيش رو صحبت كنيم. فكر مي‌كنيد با توجه به اينكه دوم خرداد جريان منتقد آقاي هاشمي بود، رجوع اصلاح‌طلبان به او و پيروزي گفتمان اعتدال براي اصلاحات موفقيت بود يا اينكه نوعي بازگشت به عقب محسوب مي‌شود؟
فكر مي‌كنم بهتر باشد از انتخابات سال 88 شروع كنيم. حادثه انتخاباتي سال 88 حادثه غم‌انگيزي در تاريخ سياسي ايران بود. به اين خاطر كه نخبگان چپ سياسي شكست خوردند. هركسي كه پيروز مي‌شود بايد بداند كه اين پيروزي براي او ابدي نيست و كسي هم كه شكست مي‌خورد بايد بداند كه اين شكست ابدي نيست. سال 92 آزمون جديدي سر راه همه نيروها به ويژه اصلاح‌طلبان قرار گرفت كه آن مشاركت در انتخابات بود. برخي افراد باور داشتند اصلاح‌طلبان امكان معرفي يك نامزد واجد شرايط را ندارند و تبعا دچار شكست خواهند شد. در نتيجه طومار سياسي اصلاح‌طلبان براي هميشه بسته خواهد شد. اما اين تصور درستی نبود. مشكل جريان افراطي اين است كه فكر مي‌كند جريان اصلاح‌طلب انديشه خودش را مقيد در چهره‌هاي خاصي مي‌بيندو فكر مي‌كند اگر آقاي هاشمي يا دیگران به قدرت نرسند، كارشان تمام خواهد بود.

 

در صورتي كه اصلاح‌طلبان قبل از اينكه به مصاديق فكر كنند به فرآيند فكري و معنوي اين ساختار فكر مي‌كنند. اين هم برداشت صرفا سياسي نيست و يك برداشت ايدئولوژيكي است. اگر امروز آقاي هاشمي يا لیدراصلاحات نباشد، آيا اصلاح‌طلبان بايد گوشه‌نشين شوند؟ خير، آنها بايد به اقتضاي زمان تصميم بگيرند. ما در مقطع تاريخي 92 باورمان اين بود كه آقاي هاشمي مناسب‌ترين گزينه بود. باور ما اين بود كه با حضور آقاي هاشمي به بسياري از كدورت‌هاي تاريخي پاسخ داده مي‌شود و او بين مردم الفتي خواهد بود و مي‌تواند كشور را از پیچ هایی كه در هشت سال به وجود آمده عبور دهد.

 

تبعا جرياني كه هسته مركزي اش را اصلاح‌طلبان تشكيل مي‌دادند، بايد باز به اقتضاي زمان تصميم مي‌گرفت و دست به انتخاب مي‌زد. در عين حال آقاي روحاني به عنوان گزينه مطلوب حمايت شد و الفت و همدلي كه بين لايه‌هاي مختلف اصلاح‌طلب پديد آمد بستر را براي پيروزي او فراهم كرد. در اين پيروزي عوامل متعددي موثر بودند. نكته ديگر اينكه انفعال و دلهره‌هايي كه جريان اصولگراي معتدل از دوران مديريت دولت های نهم و دهم داشت تصور مي‌كرد كه نبايد دوباره در راه مجدد احمدي‌نژاد گرفتار شود. مشخصا شخصيت‌هاي اصولگرايي كه در اين منظومه هشت نفره حضور داشتند، اين امكان را به اصولگرايان مي‌داد كه دست به گزينه ديگري بزنند. آن كساني كه از نظر اصولگرايان منطقي مردود قلمداد مي‌شدند، افراد محترمي مثل آقاي حداد عادل و جليلي بودند.

 

از قضا آقاي حداد عادل خودش را بازنشست كرد ولي تصوري كه در ذهن اصولگرايان منطقي بود اين بود كه به قدرت رسيدن آقاي جليلي وجه شبه زيادي با دولت احمدي‌نژاد دارد. به اعتبار نوعي توافق پيشيني كه بين آقاي جليلي، حداد عادل، قاليباف و آقاي ولايتي بود. تبعا اين اختلاف ديدگاه‌ها به طرفداران اجتماعي ايشان هم منتقل شد. بويژه موضع‌گيري‌هايي كه آقاي حداد عادل مي‌كرد پايگاه اجتماعي اصولگرايان را دچار ترديد كرد و بنابراين بين آقاي ولايتي و قاليباف بايد دست به انتخاب مي‌زدند.

 

بنابراين آراي آنها شكسته شده است. رويكرد تبليغاتي آقاي ولايتي هم به گونه‌اي بود كه اصولگرايان را تقريبا به توافقي مي‌رساند كه موضع‌گيري و رويكرد اجتماعي آقاي ولايتی با آقاي روحاني هم افق بود. از اين حيث آقاي ولايتي از سرفصل آن گروه به اين گروه منتقل شد. بدنه اصلاح‌طلبان هم كار شگرفي كردند. كار شگرف آنها يك پيمان شكست ناپذير بين رهبران سياسي اصلاح‌طلب و بدنه نخبگاني و پايگاه اجتماعي شان بود و اين بود كه آقاي هاشمي يا رئيس دولت اصلاحات وحدت نظري پيدا كردند. نقش آقاي عارف هم كم نبود. پس محصول اين مقدمات و سخنان به اين ختم مي‌شود كه هم آوايي اين پيروزي را براي آقاي روحاني ميسر كرد. بنابراين جواب سوال آري است. منطق حكم مي‌كند كه آقاي روحاني حرمت اين همدلي را به رسميت بشناسد.


  اصلاحات دهه 90 با اصلاح‌طلبي دهه 80 چه تفاوتي كرده است؟
اصلاحات يك امر سلب و غيرقابل تغيير نيست. اصلا لفظ اصلاح يعني متغيري كه در يك سيرورت حاصل مي‌شود. اگر شما قصد كنيد از نقطه A به نقطه B برويد بايد مقصدتان يعني نقطه B را تعريف كنيد. اين مسير بايد گام به گام طي شود تا به مقصد برسيد. همچنين وقتي شما گام برمي‌داريد، گام بعدي تان منطقي‌تر مي‌شود. ممكن است براي گام‌هاي اول تازه نفس باشيد و تندتر حركت كنيد اما وقتي ببينيد راه طولاني‌تر است و دويدن نفستان را بند مي‌آورد بايد با منطق راه هماهنگ شويد.

 

اساسا مقوله اصلاحات يك مقوله تدريجي، قانونمند، غيرخشن و تابع شرايط زمان و مكان و معطوف به تامين منافع مردم در مقاطع تاريخي مختلف است. آنچه به‌عنوان اصلاحات در سال‌هاي 76 و 80 رخ داد، حركتي بود كه تكيه گاه خود آنها از سال‌هاي 68 به بعد است. خيلي افراد مي‌گويند تولد اصلاحات از سال 76 است، اما من اين را قبول ندارم. اصلاح‌طلبي به معناي روشن، خود انقلاب ايران است. حالا اگر بگوييم مدتي درگير جنگ بوديم و توجه مان معطوف به دشمن خارجي بوده مي‌توانيم بگوييم آغاز اصلاحات پايان جنگ است. اگر منطق آقاي هاشمي را تعقيب كنيد مي‌بينيد منطق او يك منطق اصلاحي است و اساسا 76 محصول دوران قبل است. نمي‌خواهم صحبت حزبي كنم اما آنچه در سال 75 به عنوان مقدمه 76 رخ داد، تكيه گاه اصلي اش مجموعه تدابير سياسي‌ بود كه سال 73 در قالب هويت حزب كارگزاران آغاز شد و تمامي نهادهاي پشتيبان در استان‌ها و شهرستان‌ها را همين تشكل فعال كرد و در خدمت منتخب مردم در سال 76 قرار داد. پس اصلاحات يك sequence است و مي‌توان آن را به دوي امدادي تشبيه كرد كه بخشي از مسير را عده‌اي طي مي‌كنند و بخش‌هاي ديگر را افرادي ديگر.

 

آنچه ما در ظرف رفتار اعتدالي و عقلاني آقاي روحاني به رسميت مي‌شناسيم، ادامه همان تاريخ است. بطور كلي روند اصلاحي از 57 شروع شده و تاكنون ادامه دارد اما بايد قطعه سال‌هاي 84 تا 92 را از آن جدا كرد و دو سوي ديگر قطعه را به هم متصل كرد.


  قضاوت شما نسبت به دولت تدبير و اميد بعد از دو سال چگونه است؟
داوري يك دولت بعد از دو سال يك زمان معقولي است. اما طبيعتا با مجموعه مشكلاتي كه بر سر راه دولت جديد بوده و اينكه به آقاي روحاني سرزمين سوخته‌اي تحويل داده شده است، فكر مي‌كنم اگر بخواهيم يك قضاوت قطعي در حق دولت صادر كنيم مقداري راه صواب در پيش نگرفته باشيم. نكته ديگر اين است كه در مقام داوري دو كانون مهم وجود دارند كه داوري آنها مستحق، محق و مورد قبول همگاني است. كانون اول افكار عمومي است و ديگري رهبران جرياناتی كه در مقام حمايت از دولت گام برداشته‌اند. در اين كانون روايتگران ما داوري مثبتي دارند. رئيس دولت اصلاحات، آقاي هاشمي و نخبگاني در مجموع احساس مي‌كنند با توجه به محدوديت‌ها و مشكلاتي كه بر سر دولت‌ها وجود دارد و با توجه به اينكه دولت رويين تن نيست، گام‌هاي اصلاح‌طلبانه و قابل دفاعي برداشته شده است. در بحث افكار عمومي هم كه بسيار مهم‌تر از رهبران است، دولت در نقطه‌اي قرار گرفته كه نسبت به آن تصوير مثبت و منفي وجود دارد. نگاه مثبت افكار عمومي در اين خلاصه مي‌شود كه دلهره‌هايي كه آنان از آينده فرزندشان داشته‌اند به يك ساحل آرام رسيده و اين مورد قبول است كه دولت، دولتي جنجالي نيست. خود اين منش دولت به مردم آرامش مي‌دهد.

 

برخي اقدامات دولت مثلا در هسته‌اي يا كنترل تورم توانسته رضايت را به چهره مردم بياورد. البته چشم افكار عمومي در نقاطي هم غبارآلود است چرا كه اعتقاد مي‌رود آثار و نتايج اقدامات دولت در زندگي مردم ديده نشده است. اين حق با مردم است اما مي‌توان اين اميد را داشت كه اين نوع داوري مردم به سوي مثبت حركت كند. مثلا در بحث هسته‌اي پيش بيني نخبگان اين است كه آرامش اين مسير در سال 95 براي مردم قابل مشاهده است. علت زمان بر بودن آن را هم مي‌توان با يك تمثيل گفت.

 

تصور كنيد وسيله نقليه سنگيني در يك جاده روشن است، موتور آن خاموش مي‌شود ولي تا مدتي طولاني حركت ادامه دارد تا به نقطه‌اي برسد و بايستد. موتور دولت درچندسال خاموش شد اما آثار حركت هنوز در آن به چشم مي‌خورد. كساني كه چشم بصيرت داشتند ،مي‌دانستند كه اين موتور خاموش شده است. در نهايت دولت قبل با موتوري خاموش به روحاني تحويل داده شد. به اين ترتيب روشن شدن اين ماشين و انتقال اينرسي و انرژي درون آن تا زماني كه بتواند حركت كند مستلزم يك گذشت زمان است و اين را شايد مردم نپسندند و تصور مي‌كنند به محض رسيدن به توافق بايد درهاي رحمت اقتصاد به روي ما باز شود.


  رويكرد اصلاح‌طلبان نسبت به دولت آقاي روحاني چگونه است؟
نخستين رويكرد اصلاح‌طلبان نسبت به آقاي روحاني حمايت است. اين يك امر منطقي و لازم است. اگرچه مي‌توان در آن استدلال هم كرد اما چون يك امر پذيرفته شده و عمومي است، در مقام استدلال بر نمي‌آييم. علت آن هم مشخص است؛ دولتي بر سر كار آمده كه حداقل‌ها را دارد و قرار است مشكلات را حل كند. رويكرد دوم هم رويكرد نقد مشفقانه است.

 

اين منطق، منطق همه جريانات سياسي در حق همه دولت‌ها است؛ خواه دولت همراه، خواه دولت رقيب. اصلاح‌طلبان اين رويكرد را از طرف رسانه‌ها نشان مي‌دهند. رويكرد سوم هم اين است كه چون بين دولت آقاي روحاني و اصلاح‌طلبان يك حس همزادپنداري وجود دارد، احساس شكست روحاني شكست اصلاح‌طلبان و احساس پيروزي او احساس پيروزي براي آنها خواهد بود. يعني الزام به مشاوره‌هاي كارشناسانه و صلاحديد امر حكومت. به طرق مختلف هم با توجه به روابطي كه وجود دارد اين را نشان داده‌اند. اين رويكرد از طرق غيرعلني و غيرعمومي به دولت منتقل مي‌شود. 


  گروهي معتقدند رويكرد آقاي روحاني در سياست داخلي و وزارت كشور رويكرد همراهي نبوده است. نگاه شما در اين خصوص چيست؟
وزارت كشور وزارت مادري است كه در تمام دولت‌ها منشأ دعواها بوده است و علت آن هم اين است كه وزير کشور در مقام انتخاب نمايندگان استاني و شهرستاني خود با مسائل زيادي دست به گريبان است. وقتي نماينده‌اي را انتخاب مي‌كند نخستين مساله اين نماينده، نمايندگان مجلس هستند. اين نمايندگان هركدام از يك حوزه انتخاب شده‌اند. تعدادي از نمايندگان  هم ذهنيت‌شان معطوف به آينده است كه در حوزه انتخابيه شان شرايط به گونه‌اي باشد كه بتوانند دوباره انتخاب شوند.

 

همچنين بايد در نظر داشت خود انتخاب‌هاي وزارت كشور بايد به گونه‌اي باشد كه دولت قانع شود. لذا مي‌توان گفت سختي كار در وزارت كشور مثل اين است كه به يك جوان دبيرستاني بگوييم مثلثي رسم كن كه چهار ضلع داشته باشد. بنابراين بايد به دوستان اصلاح‌طلب متذكر شويم كه نبايد چنين توقع داشت كه فضاي عمومي كشور كه هنوز در اختيار دولت قبل است، عوض شود.


  آيا اصلا حركتي براي تغيير فضا ديده مي‌شود؟
اطلاعاتي كه از وزارت كشور به ما مي‌رسد اين است كه آقاي رحماني فضلي به بيش از 70 -80 درصد توقعات اصلاح‌طلبان پاسخ مثبت داده است. البته مواردي هم وجود داشته كه صورت نگرفته بنابراين فكر مي‌كنم كساني كه در مقوله اصلاح‌طلبي وزارت كشور را خوب بشناسند حتي در اين نقطه هم ايراد چنداني نمي‌گيرند. ضمن اينكه بايد اين تفكر ايجاد شود كه كسي كه انتصاب مي‌شود حتما نبايد دوست و آشنا باشد ،بايد واجد صلاحيت باشد. 


  برخي مي‌گويند انتخاب بخشداران و فرمانداران با نمايندگان مجلس با هماهنگي وزير كشور صورت مي‌گيرد و اين مي‌تواند منجر به اين شود كه در انتخابات آينده مجلس كارآمدي مجلس قبل را نداشته باشد.
در طول تاريخ بعد از انقلاب وزارت كشور، از زمان وزارت آقاي ناطق نوري (سال‌هاي 60 تا 64) تا به امروز همه دولت‌ها بنا به صلاحديدهاي سياسي با نمايندگان گفت‌وگو مي‌كردند و هيچ استثنايي هم وجود نداشته است. اين هم اصلا ايرادي ندارد. چون نماينده مجلس در آنجا راي مردم را آورده و در پيشرفت و توسعه استان موثر بوده و بايد همراه باشد.

 

حداقل اين اقدام هم حرمت گذاشتن به نمايندگان مجلس است. اين بحث هماهنگي هم از جنس ساختار آمر و مامور نيست كه كسي دستور بدهد و ديگري به آن عمل كند. وقتي وزارت كشور دست به يك انتخاب مي‌زند از منظر يك سليقه سياسي درست وزير محترم كشور بايد بتواند با زبان اقناع نمايندگان مجلس را توجيه كند. علاوه بر اين، همه نمايندگاني كه در يك استان انتخاب مي‌شوند، در يك منظومه فكري واحد نيستند كه مثل هم فكر كنند. استاني كه 17 نماينده دارد اگر وزير بخواهد با آنها براي انتصاب‌هاي خود هماهنگ باشد، نمي‌تواند 17 نفر را راضي نگه دارد. اما اينكه چرا به روي وزارت كشور توجه ويژه‌اي مي‌شود هم اين است كه نمايندگان از تريبون‌هاي رسمي به آن مي‌پردازند. وگرنه ممكن است عملكرد وزارتخانه‌هاي ديگر نامطلوب‌تر از وزارت كشور باشد اما كسي از داخل آنها خبري ندارد.


  آيا قرار است براي انتخابات مجلس آقاي هاشمي و اصلاح‌طلبان هماهنگی داشته باشد؟
تجربه موفق انتخابات سال 92 به ما نشان مي‌دهد هر مقدار اصلاح‌طلبان به عقلانيت و اعتدال پايبند باشند و منطق گفت‌وگو را ملاك تصميم‌گيري‌هاي خود قرار دهند به پيروزي و موفقيت نزديك‌تر خواهند بود.

 

بر پايه اين امر كلي چنين به نظر مي‌رسد كه در انتخابات پيش رو انتخابات به مفهوم مصداقي و به مفهوم تعيين شخصيت‌هايي كه به صحنه بيايند در خود شهرستان‌ها و استان‌ها بسته خواهد شد. در واقع پيامي از مركزيت اصلاحات داده شده كه ما فكر مي‌كنيم دوستان و همفكران ما در خود استان‌ها آنقدر قابليت رشد سياسي پيدا كرده‌اند كه خودشان مي‌توانند به بهترين گزينه‌ها دست پيدا كنند. اين امر بسيار زيبا و شكوهمندي است و اين نكته نزد چهره‌هاي شاخص اصلاح‌طلب رسميت پيدا كرده و پذيرفته شده است.

 

البته به جهت دفع ضرر احتمالي هم‌ساز و كارهايي تعبيه شده كه اگر در استاني مثلا به توافق دست پيدا نشود، چگونه بايد از آن مشكل خارج شد. بنابراين در اين زمينه چشم‌انداز روشني وجود دارد. علاوه بر اين جريان اصلاح‌طلبي پيامي هم به رقيب اصولگرا دارد. همانطوري كه اين پيام بارها مطرح شده ما از يك حضور نيرومند معتدل و معقول استقبال مي‌كنيم و به همين جهت بارها پيام‌هايي به صورت كاملا صميمانه و صادقانه براي حضور آقايان ناطق نوري و لاريجاني فرستاده شده است.

 

آن چيزي كه الان مي‌توانيد روي آن حساب كنيد اين است كه شخص آقاي هاشمي در جزييات و مسائل جاري انتخابات حضور ندارند و سوا از اينكه هيچ علاقه‌اي به اين مساله ندارند، صلاح هم نيست كه داشته باشند. مركزيت و تكيه گاه اصلي جريان اصلي انتخابات تنها لیدر اصلاحات است. همه شخصيت‌هاي مطرح هم اين را پذيرفته‌اند و موقعيت به رسميت شناخته شده است. آنها شوراي راهبردي را تعريف كرده‌اند كه مجموعه‌اي از شخصيت‌هاي موثر انديشه اصلاح‌طلبي چه به صورت گروهي و چه به صورت فرد حقيقي هستند.

 

اين افراد نشست‌هاي خود را دارند و ذيل اين شورا كميته‌هايي شكل گرفته‌ كه نقش آفرينند و كار خودشان را اكنون آغاز كرده‌اند. از جمله اين اقدامات سفرهاي استاني خودشان بوده كه دست به توافق و همفكري با شخصيت‌هاي استاني زده‌اند. در واقع متناظر با شورايي كه در تهران فعاليت مي‌كند، در استان‌ها و شهرستان‌ها گروه‌هاي صاحب نفوذ انتخاب شده‌اند و امر انتخابات را در امر تعيين مصاديق و نامزدها سامان مي‌دهند.


  يعني از الان مشخص شده چه كساني براي كدام شهر و استان كانديدا مي‌شوند؟
نه. فعلا ساختار اين تشكيلات تدارك ديده مي‌شود. الان هم‌زماني نيست كه بياييم روي مصادیق حرف بزنيم. فعلا در مقام بنا كردن خانه‌اي هستيم كه قرار است مشخص شود سقف و ديوار آن چگونه باشد تا فردا افرادي به اين خانه براي زندگي دعوت شوند. 


  گفتيد بين بزرگان اتفاق نظري وجود دارد اما آقاي منتجب نيا اعلام كرده‌اند كه شوراي راهبردي مسيري انحرافي طي مي‌كند.
كسي كه فضاي اصلاح‌طلبان را درك مي‌كند مي‌داند كه تكيه گاه اصلاحات، تكيه گاه بزرگي است و در كنار او آقاي هاشمي قرار گرفته است. افراد شاخص اين جريان هم اين واقعيت را به رسميت مي‌شناسند. اما سوالي كه پيش مي‌آيد اين است كه اگر كسي بخواهد شوراي راهبردي و به تبع آن تکیه گاه اصلاحات را خلع يد كند، چه چيزي را مي‌خواهند جايگزين آن كنند؟ اگر نظر آقاي منتجب نيا اين است كه احزاب 18 گانه اصلاح‌طلب كه در گذشته نشستي با عنوان گروه‌هاي اصلاح‌طلب داشتند بايد انتخابات را مديريت كنند بايد گفت تا جايي كه ما مي‌دانيم چهره‌هاي شاخص احزاب و گروه‌هاي سياسي دوم خرداد به حضور بزرگان اصلاحات افتخار مي‌كنند. 


  نقش شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات كه آقاي رهامي مسئوليت‌دار آن است چه نقشي دارد؟
اين شورا همان جبهه‌ایی است كه آقاي منتجب نيا به آن اشاره مي‌كنند كه بايد بر روند انتخابات مديريت داشته باشد. ولي درون مجموعه شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات كساني هستند كه با رئيس دولت اصلاحات همسو هستند، در شوراي راهبردي نيز حضور دارند. البته بايد يادآور شويم كه آقاي رهامي هم كه در دوره‌اي مسئوليتي داشتند با ماموريتي كه رئيس دولت اصلاحات براي آن تعريف كرد آن مسئوليت را عهده‌دار شد. در واقع نبايد فراموش كرد كه آقاي رهامي هم نبايد استقلالي براي خود قائل باشند. چرا كه وقتي شخصيت جريان‌سازي مثل آقاي هاشمي در كنار اصلاحات قرار مي‌گيرد كه روزي خود در اردوگاه خود آقاي هاشمي بوده باعث تعجب مي‌شود اگر ديگر عزيزان بخواهند ساز استقلال بزنند. 


  اصلاح‌طلبان پس كي مي‌توانند به صورت مستقل نه با عنوان اعتدال وارد انتخابات شوند؟
الان اصلاح‌طلبان به صورت جبهه‌اي با هم كار مي‌كنند و در قبال تابلوي حزب فعاليت ندارند. آنها انديشه‌هاي متكثري هستند كه در بخش بزرگي با همديگر، هم عقيده‌اند. وضعيت امروز ما با سال 73 مشابهت دارد. آن سال بعد از جنگ و در آستانه انتخابات مجلس، پديده‌اي به نام كارگزارن شكل گرفت. كارگزاران يك حزب نبود، بيشتر شبيه به يك جنبش فكري بود.

 

كارگزاران يك پروژه بود تا پروسه. اين افراد مي‌خواستند بگويند جنگ تمام شده و بايد به سمت توسعه حركت كنيم و دليلي ندارد كه نهادهاي منتخب ما كه نيازمند انتخابات است هميشه چهره‌هاي ثابت و تكراري باشند. آنها با اين منطق ظاهر شدند و در سال‌هاي 76 و 78 ديديم از دل اين جنبش ملي اصلاح‌طلبي احزاب مختلف شكل گرفتند. همه اين احزاب در سال 73 با آن نظريه همراه بودند و اجازه دادند اين قضيه شكسته شود. الان به همان نقطه اوليه رسيده‌ايم و بنابراين با انديشه اصلاح‌طلبي كار را پيش مي‌بريم.

 

چون در ايران هنوز احزاب به معناي واقعي خود را پيدا نكرده‌اند. نكته ديگري هم كه وجود دارد اين است كه افرادي مانند آقاي خرازي كه حزب تاسيس كرده‌اند يا آقاي عارف، اگر مي‌خواهند در عرصه سياست نقش موثري ايفا كنند، بايد بيايند به اين كاروان بپيوندند و اگر بخواهند كوس استقلال بزنند شكست خواهند خورد. البته در انتخابات مجلس آينده انديشه اصلاح‌طلبي نمايندگان موفقي را خواهد داشت.


  برنامه اصلاح‌طلبان اين است كه با اصولگرايان ميانه رو مثل ناطق نوري يا علي لاريجاني ائتلاف كنند؟
چنين برنامه‌اي نيست و ما همچنين چيزي را توصيه نمي‌كنيم. اينها تبليغاتي است كه جبهه پايداري مي‌كند. اصلاح‌طلبان نمي‌گويند اصولگرايان بيايند در ما ادغام شوند. اصلاح‌طلبان اين افراد را دعوت مي‌كنند تا رقابت سالمي با آنها داشته باشند، چرا كه مي‌خواهند شأن رقابت را بالا ببرند. ما مي‌گوييم اگر شخصيت وزيني مانند آقاي ناطق نوري پيروز شود ما خوشحال مي‌شويم اما اگر اصلاح‌طلبان پيروز شوند، خوشحال‌تر خواهيم شد. 


   بنابراين سرليستي اصلاح‌طلبان با آقاي عارف خواهد بود؟
هنوز زمان پاسخ دادن به اين سوال نرسيده است. 


  اما آقاي عارف فعال‌ترين فرد در اصلاح‌طلبان است به نظرتان با توجه به از خودگذشتگي كه در سال 92 كرد، نمي‌توان سرليستي او را حدس زد؟
آقاي عارف اگر بخواهد توفيق داشته باشد نبايد فراموش كند كه بايد ذيل جبهه اصلاحات فعاليت كند تا از او حمايت شود. اگر كسي بگويد من كاري با شوراي راهبردي ندارم، قطعا رقيب تلقي خواهد شد. بنابراين آقاي عارف هم براي ادامه فعاليتشان بايد خودشان را با شوراي راهبردي هم افق كنند. درباره انصراف آقاي عارف از كانديداتوري رياست‌جمهوري در سال 92 هم بايد گفت كار او از خودگذشتگي نبود، بلكه يك تصميم عاقلانه بود چرا كه او جز اين مسير، مسير ديگري نداشت.

 

آقاي عارف بر سر يك سه راهي خوب، بد و راه وسط نبود. او بر سر دوراهي خوب يعني خروج و بد به معناي ماندن و تقبل شكست بود. بنابراين اينگونه نبود كه اگر او در صحنه مي‌ماند نفرين اصلاح‌طلبان نصيب فرد ديگري به جز او مي‌شد. از اين جهت ما آقاي عارف را ستايش مي‌كنيم كه به فهم درست دست پيدا كرد و از صحنه خارج شد. اگر آقاي عارف انصراف نمي‌داد چه مي‌شد؟ قطعا براي آينده سياسي ايشان هم بد بود و سخت‌تر از همان بلايي كه سال 84 بر سر آقاي هاشمي آوردند او را مورد نقد قرار مي‌دادند. از اين حيث تنها راه منطقي ايشان همين بود.


  چقدر احتمال داردكانديداهاي اصلاح‌طلبان بتوانند صلاحيتشان را احراز كنند؟
اظهارنظر قطعي نمي‌توان كرد اما با توجه به اينكه در انتخابات 92 كه سرنوشت مردم يك‌باره به نفع مظلومان سياسي رقم خورد، مي‌توانيم ادعا كنيم كه در مجلس آينده هم نيروهاي تندرو و راديكال جاي فراخي نخواهند داشت. پيش بيني ما اين است كه مجلس آتي مجلسي خواهد بود كه با مجلس پنجم كه اكثريتي از اصولگرايان معقول در اختيار داشت مشابهت دارد. 


   چرا در پيش بيني تان مجلس ششم نيست كه اكثريت اصلاح‌طلب بودند؟
مجلس ششم مجلس شاخصي كه ما بتوانيم چيزي را با آن بسنجيم نيست. مجلسي است كه در طول حيات چهارساله خودش دستاوردي كه به نفع مردم داشته باشد نداشت. چرا كه وقتي به عنوان يك قطعه در پازل قدرت قرار مي‌گيريد بايد تناسب خودتان را داشته باشيد. بهترين شاهد اين گفته رئيس اصلاحات است. او گفته بود: ما در طول فعاليت در دولت هفتم هيچ‌وقت با مجلس پنجم كه به اصولگرايان تعلق داشت مشكلي نداشتيم و در مقابل با مجلس ششم كه متعلق به خودمان بوده مشكلات زيادي داشتيم. 


   اصلاح‌طلبان براي مجلس از نيروهاي كمتر شناخته شده استفاده مي‌كنند يا نيروهاي قديمي؟
اين به شرايط استان‌ها بستگي دارد. چند ركن وجود دارد كه در گزينش افراد موثر است. اول اين است كه كسي كه مورد نظر شوراي استاني قرار مي‌گيرد، بايد درك مفهومي از مديريت ملي و كلان كشوري داشته باشد. دوم اينكه در برخي حوزه‌ها صاحب نظر و تخصص باشد. سومين شرط خوش نامي فرد است.

 

چهارم اينكه فرد از وجاهت و اقبال مردمي برخوردار باشد. علاوه بر اين برنامه اثباتي و طراحي هوشمندانه، لازم است به عوامل پيراموني همراه يا مزاحم نگاه شود. مثلا اگر گروه‌هاي فشار وجود دارند بايد آنها را به عنوان يك عامل پيراموني براي كانديداها در نظر گرفت. چرا كه لحاظ نكردن آنها به اين معنا است كه ما سياست ورزي نكرده‌ايم. در صورتي كه سياست ورزان در هر شرايطي بايد سياست ورزي كنند، حتي اگر كسي در حال غرق شدن در دريا است بايد اين اميد را داشته باشد كه نجات پيدا خواهد كرد.


   احمدي‌نژاد همچون اصلاح‌طلبان كه شوراي مشورتي خيابان ياسر، دفتري در ولنجك براي خودش دست و پا كرده كه براي انتخابات مجلس فعاليت مي‌كند. ظهور دوباره او را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
بسياري افراد از اصولگرايان تا اصلاح‌طلبان درباره ظهور دوباره احمدي‌نژاد ابراز نگراني كرده‌اند اما من فكر مي‌كنم اين نگراني بيجا است. انديشه اصلاح‌طلبي حق تحرك براي احمدي‌نژاد را هم به رسميت مي‌شناسد. 


   احمدي‌نژاد سال 84 چندان شناخته شده نبود و راي آورد.
او اين دوره را طي كرده، منطق اصلاح‌طلبي اجازه مي‌دهد كه هر شخص با هر انديشه‌اي در چارچوب ضوابط تلاش كند. احمدي‌نژاد هم از اين مسير مستثني نيست. اتفاقا مي‌تواند مايه تحرك شود چون اگر اينگونه افراد باشند نمايندگان هوشمندانه به فكر خواهند آمد.
 
اخبار  سیاسی  -  ارمان 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : wikiazmoon

شعر شهادت امام موسی کاظم,ولادت امام موسی کاظم

شهادت امام موسی کاظم (ع)

 

 

رمز آزادی توحید

 

گرچه سوز همه از آتش هجران تو بود   

رمز آزادی توحید به زندان تو بود

 

دوستان اشک فشاندند به یاد تو ولی

 

    خنده زن خصم گر از دیده گریان تو بود

 

آه پنهان تو از محبس در بسته گذشت  

 

که جهان را سخن از ناله و افغان تو بود

 

دامن خاک کجا روی نکوی تو کجا 

 

ای که هر عرش نشین دست به دامان تو بود

 

تا گریبان افق با نفس صبح شکافت     

 

مرغ شب آه کشان سر به گریبان تو بود

 

داد فرمان ز چه بر قتل تو هارون در حبس    

 

ای که آزادی سر در خط فرمان تو بود

 

از چه در برق مناجات تو افلاک نسوخت؟

 

ای که سوز همه از سینه سوزان تو بود

 

شب تاریک که هر خانه چراغی دارد  

 

شعله آتش دل شمع شبستان تو بود

 

تو که بر پیکر بی جان جهان جان بودی 

 

  از چه بر تخته در پیکر بی جان تو بود

 

    «میثم» دلشده را از در خود دور مکن

 

 که گهی  مرثیه خوان گاه ثنا خوان تو بود

 

منبع:tebyan.net



ادامه مطلب

اخبار,اخبار اقتصادی ,محصولات لبنی

صنعت محصولات لبنی با وجود بیش از 1100 تولیدکننده اصلی و مجوزدار در کنار تولیدکنندگان ناشناس و بی‌مجوز، بزرگ‌ترین صنعت رقابتی در کشور است.

«طبق آنچه وزارت جهادکشاورزی اعلام می‌کند، سالانه 2.8 میلیون تن شیر در کشور تولید می‌شود که به‌صورت خام و فرآورده وارد بازار می‌شود و با میانگین قیمت سه هزار تومان در هر کیلو، حدود 25هزار میلیارد تومان میزان اندازه بازار محولات لبنی در کشور است. » رضا باکری، دبیر انجمن لبنیات کشور به این شکل از اندازه بازاری به نام لبنیات رونمایی کرد که در سبد مصرفی شهروندان جایگاه ویژه ای دارد. کالایی که در چند سال گذشته با خبرسازی های پی در پی همواره در کانون توجه بوده است.

این خبرسازی در شرایطی صورت می گیرد که بنا به گفته رضا باکری، دبیر انجمن لبنیات کشور  اطلاعات ثبت شده و دقیقی از میزان فروش محصولات لبنی در کشور موجود نیست:« اطلاعات دقیقی از میران فروش محصولات لبنی نداریم. در حال حاضر میزان عرضه و تقاضا نیز متناسب نیست و تقاضای بازار 10 درصد پایین‌تر از عرضه است. »

باکری ضمن بیان این مطلب که مازاد تولید شیر تبدیل به شیر خشک می‌شود، عنوان کرد: «در کنار بازار داخلی، بازار صادرات محصولات لبنی نیز دایر است و 5درصد از تولید در بخش صادرات استفاده می‌شود. »

سونامی پالم، بلای جان لبنیات کشور
باکری در بخش لبنیات کشور درباره میزان کشش بازار محصولات لبنی گفت: «با قدرت خرید فعلی که مردم دارند، تحرک آن‌چنانی در بازار محصولات لبنی دیده نمی‌شود. »

او درباره تاثیر موج منفی ایجاد شده در زمان طرح وجود روغن پالم در محصولات لبنی بر اندازه بازار گفت: «این تاثیر موقتی بود؛ طی دو سه ماه نوساناتی ایجاد کرد، اما بعد از اینکه مردم متوجه شدند شیر و ماست و پنیر به عنوان عمده کالای مصرفی که 80 درصد مصرف را تشکیل می‌دهد، فاقد روغن پالم است، اندازه بازار به حد معمول بازگشت.»

دبیر انجمن لبنیات کشور افزود: «به دلیل نبود سیستم امارگیری دقیق در آن زمان، حدث و گمان بر این بود که به طور میانگین اتفاقات مربوط به پالم 7درصد افت برای بازار ایجاد کرده است؛ البته این آمار پایه مطالعات علمی ندارد و تنها برداشت سطحی از بازار بود.»

او درباره میزان ضرر تولیدکنندگان در بازه زمانی بحران پالم تصریح کرد: «همه شرکت‌ها به یک اندازه ضرر نکردند و آسیب ندیدند. شرکت‌هایی که بیشتر محصولاتشان کم چرب بود، کمتر آسیب دیدند، اما تولیدکنندگان محصولات پرچرب، افت فروش چشم‌گیری داشتند؛ البته در حال حاضر  فروش به حد نرمالی رسیده است.»

باکری درباره میزان اندازه مصرف شیر در بازار لبنیات کشور عنوان کرد: « درحال حاضر حدود 5.3 میلیون تن شیر به محصولات پاستوریزه تبدیل می‌شود و حدود 500هزار تن به صورت سنتی عمل‌آوری می‌شود و بخشی در همین حدود به صورت خود مصرفی روستایی و دام‌داری است و باقی فرآوری شده در کارخانه‌ها است. »

شیر در ایران، بی‌صاحب است
در این میان، حسین چمنی، کارشناس صنعت لبنیات و از فعالان این عرصه با اشاره به اینکه صنعت شیر متولی مشخصی ندارد و با این وجود رقابتی ترین صنعت کشور است، به خبرگزاری خبرآنلاین گفت: «1100واحد تولیدی لبنیاتی دارای مجوز که محصولاتشان عرضه رسمی می‌شود، در کشور فعال هستند و روزانه حدود 5میلیون لیتر شیر در کشور تولید می‌شود.»

چمنی درباره علت بی‌اعتمادی مردم به صنعت شیر و تاثیر آن بر اندازه بازار افزود: «وجود پالم در شیر گناه صنعت شیر نبود. گناه عده‌ای بود که به پای همه نوشته شد. تعداد زیادی از واحد‌ها با مجوز محصول دارای پالم تولید می‌کردند و 460 مجوز برای استفاده از پالم در  8 محصول صادر شد.»

وی با اظهار تاسف از فضاسازی نامناسبی که در حال آسیب زدن به صنعت شیر است، عنوان کرد: «فضاسازی که در ماه‌های اخیر برای این صنعت شد، درست نبود. درادامه برنامه تخریبی برای شیر اندازه بازار تحت‌تاثیر قرار گرفت. مواردی مانند وجود وایتکس در محصولات لبنی هیچگاه تایید نشد.»

چرا لبنیات گران شد؟
این فعال بازار لبنیات با اشاره به تاثیر گران شدن شیر بر اندازه بازار گفت: « عواملی که باعث افزایش قیمت محصول می‌شود، در اختیار ما نیست. وقتی 92 درصد قیمت تمام شده محصولات توسط دولت و نهاد‌های خارج از چرخه تولید به این مجموعه تحمیل می‌شود، ما نمی‌توانیم در قیمت تاثیر خاصی داشته باشیم.»

چمنی متذکر شد: «70درصد نرخ شیرخام، 10 تا 12 درصد قیمت تمام شده مربوط به بسته‌بندی محصول است، 6درصد قیمت برای دستمزد می‌رود، 4درصد برای مصرف انرژی است و در نهایت، قیمت تمام شده را دولت تعیین می‌کند، اما همه نگاه‌ها متوجه ما بود. حتی همین قدر افزایش قیمت به معنای افزایش درآمد برای صنعت لبنیات نیست.»

چمنی با اشاره به مقاومت فعالان عرصه محصولات لبنی در مقابل افزایش نرخ شیر گفت: «افزایش قیمت به صنعت شیر تحمیل شد. در حال حاضر هم افزایش قیمت شیر خام را داریم که 15 درصد قیمت محصولات لبنی را بالا می‌برد و تحت‌تاثیر می‌گذارد و از طرف دیگر نیز تحت فشار هستیم که می‌گویند باید شیر را از دامدار کیلویی 1440 بخریم و 15 رصد هم افزایش نرخ دهیم و در این شرایط ما همچنان در شرایط فعلی هستیم و در آمدی نصیب صنعت شیر نمی شود. »

چمنی خاطرنشان کرد: «در مقابل افزایش نرخ شیر ما همچنان مخالفت کردیم و این مساله حتی باعث تغییر در رده‌های مدیریتی عرصه لبنیات شد، اما افزایش نرخ شیر با توجه به توان خرید مردم اندازه بازر را بار هم بیشتر از قبل تحت تاثیر می‌گذارد.» 

 

اخبار اقتصادی -  خبرآنلاین

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : wikiazmoon

مردی حدود ۳۵ ساله به دلیل حمله صرع به یکباره از روی پل بزرگراه شهید همت به پایین سقوط کرد.

 به گزارش ایرنا، این رویداد حدود ساعت ۱۹ و ۳۰ دقیقه شنبه روی پل شهید همت تقاطع کن به پایین بزرگراه سقوط کرد.

پس از این حادثه بلافاصله خانواده این مرد، در محل وقوع حادثه حاضر شده و اعلام کردند که فرزندشان دچار بیماری صرع بوده و به دلیل حمله این بیماری، تعادل خود را از دست داده و از روی پل سقوط کرده است.

پس از لحظاتی ماموران نیروی انتظامی، اورژانس و آمبولانس به محل حادثه رسیدند و خانواده این مرد، کارت بیماری خاص این فرد را به نیروهای اورژانس و پلیس تهران بزرگ ارائه کردند.

بر اساس اعلام وی، این فرد جان خود را از دست نداده اما از ناحیه دست و پا و صورت دچار صدمات زیادی شده که به بیمارستان انتقال یافت.

به گزارش خبرنگار ایرنا، برخی رسانه ها مدعی شدند که یک دختر و پسر جوان در این حادثه قصد خودکشی داشتند و جان خود را از دست دادند.

مسوولان اورژانس تهران ، با رد هرگونه احتمال خودکشی، اعلام کردند که این مرد ۳۵ ساله به دلیل حمله بیماری صرع تعادل خود را از دست داده است.

اخبار حوادث - ایرنا

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : wikiazmoon

میزان وابستگی به همسر

لازم نیست برای اینکه یک زوج موفق باشید به هم وابسته باشید

 

اگر شما هم از آن آدم‌هایی هستید که زندگی مشترک را یک کاسه شدن تعریف می‌کنید این یادداشت برای شما است. شما یک زندگی مشترک دارید و این زندگی تا جایی که مربوط به رابطه و تعامل دو نفر باشد مشترک محسوب می‌شود. با این حال هر کدام از شما آدم‌هایی متفاوت با خواسته‌ها، علاقمندی‌ها و روحیات ویژه‌ای هستید که لزوماً با شریک زندگی‌تان یکسان نیست. واقعیت این است که هویت و استقلال هر دوی شما به یک اندازه برای رابطه سالم ضروری هستند. لازم نیست برای اینکه یک زوج موفق باشید شبیه هم باشید.

برای اینکه به میزان وابستگی خودتان و همسرتان آگاه شوید به این پرسش‌ها پاسخ دهید.
آیا شما و همسرتان هرکاری را با نظر و تأیید هم انجام می‌دهید؟ آیا می‌توانید برای اوقات فراغت‌تان بدون حضور همسرتان برنامه‌ریزی کنید؟ آیا می‌توانید بدون احساس گناه کاری برای خودتان انجام بدهید یا چیزی برای خودتان بخرید؟


آیا شما و همسرتان یک رابطه«هم وابسته» دارید؟«هم وابستگی» یک نوع بیماری است که شما و همسرتان را در یک رابطه تنگاتنگ و کنترل شده قرار می‌دهد. آدم وابسته هم همیشه ترس از دست دادن شریک زندگیش را دارد و از تنها ماندن، تصمیم گرفتن و حتی تنها فکر کردن می‌ترسد. اگر پاسخ شما به بیشتر این پرسش‌ها مثبت است شما معنای حریم خصوصی را درک نکرده‌اید.ابتدا باید روی احساساتتان کار کنید. ترس از دست دادن،ترس تنها ماندن، اعتماد به نفس پایین، ترس از تصمیم‌گیری‌های مهم و ضروری، بسیار طبیعی هستند. اما اگر بیش از اندازه به آنها پرداخته شود مشکل ساز خواهند شد. وابستگی شدید نتیجه توجه بیش از اندازه به این احساسات منفی است.

در گام بعدی یاد بگیرید که به علاقمندی‌هایتان بپردازید.هم شما و هم همسرتان باید برای خودتان سرگرمی‌های متفاوت داشته باشید.شاید بعد از یک دوره طولانی مدت برنامه‌های مشترک، این کار برای‌تان سخت باشد و نتوانید آن را عملی کنید به همین دلیل باید تعریف‌تان را از رابطه مشترک کمی دستکاری کنید. اگر این وابستگی به خاطر باورها و برداشت غلط از رابطه زناشویی است باید آن را تغییر بدهید.اگر شما و همسرتان ازدواج را یک اتحاد ناگسستنی و اشتراک در همه امور زندگی می‌دانید باید کمی در این تعریف از ازدواج دست ببرید و آن را تغییر بدهید.


از قالب یک زوج خارج شوید. زمانی که وابستگی شما و همسرتان آنقدر شدید است که حتی نمی‌توانید بدون هم یک تصمیم ساده بگیرید یا یک کار ساده را انجام بدهید لازم است که به هر شکلی این وابستگی را عوض کنید.

شاید حتی لازم باشد کمی به همسرتان اطمینان بدهید. به او بگویید که این مستقل شدن نیاز هردوی شماست و فرصتی برای تجربه و رسیدن به رشد و بلوغ بیشتر است.
یادتان باشد حفظ حریم شخصی به معنای فاصله گرفتن یا کنار زدن همسرتان از زندگی نیست. این حریم، فضایی برای تجربه و رشد است و رابطه عاطفی شما همچنان پابرجا خواهد ماند.
منبع:سلامت نیوز

 



ادامه مطلب

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.